پاچال

محتوای نوامبر 2009

عایشه از اینها هم کوچکتر بود!

نوامبر 27, 2009 · 96 دیدگاه

دیروز برای کاری به حوالی میدان کلانتری در یوسف آباد رفته بودم.

یکی از مدرسه های آن دور و بر تعطیل شد و دختران دانش آموز بیرون آمدند.

همینجور به صورتهایشان نگاه میکردم و به آنها لبخند میزدم،انها هم فارغ از هر نگاهی به بازی و خنده مشغول بودند.

یکدفعه خنده بر لبم خشکید،بدنم لرزید….

با خودم گفتم عایشه از اینها هم کوچکتر بود!

دسته‌ها: Uncategorized
بر چسب ها: , ,

میرزا علی اصغر خان امین السلطان در خاطرات تاج السلطنه

نوامبر 24, 2009 · نوشتن دیدگاه

…این صدر اعظم(میرزا علی اصغر خان امین السلطان) و شخص اول مملکت،نوه ی “زال”یک گبر بوده است؛و از طرف مادری هم یهودی.پدرش در اوایل سلطنت پدرم ،آبدار و خیلی بی عضه بوده است.کم کم در آبدارخانه ترقی کرده به مرور ایام امین السلطان می شود.
تعجب نکنید از اینکه پسر زال در دربار سلطنت ایران ،امین السلطان بشود.زیرا که پدر من یکی از پولیتیکات عظیمی که برای استقلال سلطنتش به خاطرش رسیده بود،این بود:”اشخاص پَست بی علم را مصدر کار نماید”.گویا تاریخ رولسیون فرانسه را زیاد خوانده بود است که خانواده های بزرگ را باید مضمحل و نابود کرد و اقتدار علم را با جهل نیست و نابود ساخت….
….از جمله کارهایی که در دوره ی عمرش می کرد این بود که به روحانیون و سادات و گدایان بی اندازه همراهی و معاونت میکرد و برای فرامین مقابر مقدسه شهریه و حقوق برقرار کرده بود.مال رعیت را بی مهابا خرج و تلف میکرد…..درحالتی که غفلت داشت از اینکه این پول را مامورین بی انصاف دولتی از زارعین و رنجبران و بیچارگان به ضرب شلاق گرفته به او میدهند؛و تمام کارهایی که ریا(است)در او منظور بود…..
……در واقع مملکت ایران و این رعیت بیچاره دستخوش هوا و هوس این صدر اعظم شده،مال تاریکی را منتظر بودند.و امروز ما نتیجه ی او را خوب میبینیم.به زنها عشق عجیبی داشت و هر شب در پارک و عمارتش،از این قبیل اشخاص متعدد پذیرفته می شدند. وتمام این زنها به پولهای گزاف  و رشوه های بیشمار اداره شده بودند که از برادرم در هرجا بد گفته و خودش را تعریف کنند و تمام اخبارات شب مردم را به او بدهند.در واقع یک دسته پلیس مخفی از فواحش داشت که تمام افعال و خیالات مردم را صحیح به او راپرت بدهند…..
…اغلب شبها را مشغول قمار بوده و اگر احیانن یک شب چند لیره می باخت،صبح حاکم شهری را تغییر و تبدیل داده،صد هزار تومن می گرفت؛یا یک خانواده قدیم صاحب مکنتی را در پیشگاه سلطان مقصر (و)محبوس کرده،با مبلغ های گزاف استخراج می کرد….

دسته‌ها: Uncategorized
بر چسب ها: , ,

پدرت بسوزد ای کپه اوغلی روزگار

نوامبر 17, 2009 · ۱ دیدگاه

اگر یک شب جمعه روح نظامی بخواهد از آسمان فرود آید و پیکر خود را در قبر بجوید ،ناچار است دو مترجم زبردست همراه داشته باشد.اول یک مترجم روسی به قول خودش گربه چشم و دوم یک مترجم ترک دو آتشه.

مترجم اول برای اینکه  روح نظامی را از سرگردانی نجات دهد که اول شب یکشنبه را به جای شب جمعه به او قالب نکنند.و در ثانی اینکه هنگام رسیدن به زمین بتواند به کمک او شهر “یلیزاوت پول”را از روی نقشه ی جغرافی پیدا کند،چه محققن نظامی نمیداند که شهری که جسدش  را در آن به خاک سپرده اند را امروز بدین نام خوانده می شود و حال آنکه در آن روزهاگنجه نام داشت.

اما مترجم دوم،آری مترجم دوم،یعنی مترجم ترک هم لازم است ،زیرا باید یک تن باشد که مفهوم سنگ نبشته ی روی قبر را برای صاحب قبر (یعنی نظامی علیه الرحمه)ترجمه کند.چه شاعری که پنج جلد کتاب ضخیم او به شعر فارسی است و به پنج گنج یا خمسه ی نظامی خوانده می شود،نقش سنگ قبر او را چنین ضبط کرده اند:”شیخ نظامی گنجالی ایلیاس یوسف اوغلی”.

پدرت بسوزد ای کپه اوغلی روزگار که این عبارت را جانشین این شعر کرده ای:

بیـاد آور ای  تـازه کـبـک  دری…که چون بر سر خاک من بگذری

گیـا بـیـنـی از خاکــم  انگیــخـته…سرین سوده ،پایــین فرو ریـخـتـه

چو آنجا رسی می افکن در به جام…سوی خوابگاه نظامی خرام

فشانی تو بر من سرشکی ز دور…فشانم من از آسمان بر تو نور

*از کتاب پاریز تا پاریس جناب ایراهیم باستانی پاریزی

دسته‌ها: Uncategorized
بر چسب ها: , ,

ابولقاسم فردوسی و ابوالقاسم محمد

نوامبر 9, 2009 · 9 دیدگاه

محمد

چون ماه‏هاى حرام سپرى شد مشركان را هر كجا يافتيد بكشيد و آنان را دستگير كنيد و به محاصره درآوريد و در هر كمينگاهى به كمين آنان بنشينيد پس اگر توبه كردند و نماز برپا داشتند و زكات دادند راه برايشان گشاده گردانيد زيرا خدا آمرزنده مهربان است

(توبه 5)

———————————————————–

فردوسی

زِدلها همه کینه بیــرون کنــید***به مهر اندرون کشور افسون کنید

زخون ریختن دست باید کشـید***ســــرِ بیــگنــاهـان نـباید بـریـد

همه ز آشتی کام مردم رواست***که نابود باد آنکه او جنگ خواست

 

دسته‌ها: Uncategorized
بر چسب ها: , , ,

سهراب و محمد

نوامبر 8, 2009 · 8 دیدگاه

محمد

بريده باد دو دست ابولهب و مرگ بر او باد

دارايى او و آنچه اندوخت‏سودش نكرد

بزودى در آتشى پرزبانه درآيد

و زنش آن هيمه‏كش [آتش فروز]

بر گردنش طنابى از ليف خرماست

———————————

سهراب

مردم بالادست، چه صفايي دارند!

چشمه هاشان جوشان، گاوهاشان شيرافشان باد!

من نديدم دهشان،

بيگمان پاي چپرهاشان جا پاي خداست.

ماهتاب آنجا، ميكند روشن پهناي كلام.

بيگمان در ده بالادست، چينه ها كوتاه است.

مردمش ميدانند، كه شقایق چه گلي است.

بيگمان آنجا آبي، آبي است.

غنچه يي مي شكفد، اهل ده باخبرند.

چه دهي بايد باشد!

كوچه باغش پر موسيقي باد!

مردمان سر رود، آب را ميفهمند.

گل نكردندش، ما نيز

آب را گل نكنيم.؛

دسته‌ها: Uncategorized
بر چسب ها: , , ,

ارزش یک ایسوزو بیشتر است یا انسان؟

نوامبر 1, 2009 · 2 دیدگاه

یکی از دوستانم پیمانکار شهر داری برای حمل زباله است.

چند وقت پیش به من میگفت بیا یک کامیون ایسوزو حمل زباله بخر،33 میلیون(قیمت کامیون خالی لوازم جمع آوری سوبسید شهرداریست)بعد با من قرار داد می بندی  10 ساله ماهی سه ملیون اجاره می گیری.

گفتم اینکار کار من نیست من بشم آشغال جمع کن؟!

گفت برای اون نگران نباش  تو آن را به من اجاره می دهی و من خودم بر روی آن راننده میگذارم ،کارگرش را هم  شهرداری می دهد.

گفتم خب همه ی پول که به جیب راننده می رود.

گفت نه حقوق راننده ماهی 350 هزار تومان که آن هم جدا از اجاره ی کامیون است.

—————————-

روزنامه ی همشهری را باز میکنم

آگهی:”فروش تعدادی ایسوزو یخچالدار با قرار داد کار”

:ببخشید  میشه راجع به آگهی توضیح بدهید.

:ما یک شرکت پخش فرآورده های لبنی هستیم،شما یک کامیونت ایسوزوی 5 تن با یخچال به قیمت 49 میلیون  (نه میلیون بیشتر از دیه ی کامل یک انسان) از ما خریداری میکنید،ما آن را روزانه از شما به مبلغ 50 هزار تومان اجاره میکنیم؛اگر رانندگی را خودتان بر عهده بگیرید مبلغ 300 هزار تومان هم  حقوق به شما پرداخت خواهد شد البته با بیمه.

—————————

حقوق کارگر طبق قانون وزارت کار حد اقل 220 هزار تومان است.

البته حقوقی که واقعن به کارگری که کار بلد نباشد پرداخت میشود به مراتب کمتر از این میزان است.

این میزان  درآمد  برابر است  با اینکه شخصی  8 میلیون تومان را در بازار با سود 3 درصد واگذار کند

—————————

ارزش یک انسان بیشتر است یا یک کامیون ایسوزو؟

ارزش یک انسان بیشتر است یا 8 میلیون تومان پول نقد؟

دسته‌ها: نوشته ها و دیده ها
بر چسب ها: , , ,