دهنش اندازه ی کون من باز میشه

در دوران مدرسه یک پسر لات تلکه بگیری  بود به نام ممد که از بخت بد همکلاسی من و جزو رفقام بود.

یک روز که سر کلاس نشسته بودیم ،معلم بد اخلاق عربی خمیازه ای کشید .این ممد ما طبق معمول اومد تیکه بباندازد گفت:»دهن رو نیگا اندازه کون من باز میشه»

از خنده ما لژ نشینا(ته کلاسی ها)کم کم تمام کلاس با دهن به دهن شنیده شدن این اتفاق از خنده روده بر شدند .چون نه از ممد دل خوشی داشتند نه معلم عربی.

حالا شده حکایت این اصلاح طلبان،خب برادر من اگر رانت خواری و فامیل بازی و در این دولت بیداد میکنه در زمان شما هم همچی مملکت گلستان نبود.

در زمان شما هم همچی با همسایگانمون  روابط دوستانه ای نداشتیم.

کارنامه ی حقوق بشری خودتون رو یک نگاه بکنید بعد به بازداشتها و تجاوزات و کشتار کنونی گیر بدهید.

اگر دهن این وری ها گشاده شما هم یک نگاه به کون خودتون بکنید.

همونطور که استقلال آزادی با چمهوری اسلامی نمیشه و یک شعار بی معنیه،راه سبز امید و آزادی های مدنی هم با بازگشت به راه امام نشدنی است و یک ترکیب خنده داره.

امروز هنگام انتخابه که مسیر این جنبش به سمت  یک جمهوری اسلامی با حکومت افراطگرایان و اصلاح طلبان باشه .یا یک دموکراسی واقعی.

Advertisements

اتوموبیل احتمالی یک اصلاح طلب

به نظر من اگر یک اصلاح طلب یک اتوموبیل داشت حتمن این شکلی میشد

بله یک پیکان وانت با رینگهای شانزده اینچی  و فنر بندی پایین کشیده شده.

ماشینی که فقط و فقط برای زیبایی تزیین شده و حتی دیگر آن وانت کم قدرت و کمجای بدرد نخور هم نیست.

از بیرون دل مردم را میبرد و از داخل دل استفاده کنندگانش را،نه به درد حمل بار میخورد  نه به درد خیابانهای پر چاله تهران.

وعنقریب آن رینگ و لاستیک نازنین را هم خراب میکند

در صورتی که صاحب این اتوموبیل میتونست با همین مقدار وقت و هزینه ای که بابت این اتوموبیل کرده یک وانت بهتر بخرد.

لطفن نگویید بعضی ها عشق ماشینند ،آخر مگر وانت پیکان هم عشق دارد.

هرچند به نظرم باید تحسینش کردن چون به هر حال یک کاری انجام داده و مانند براندازان محترم در خواب و خیال سیر نکرده.

خرچنگ چیست

جانوری منفور وبه غایت زشت و ترسناک و کریه المنظر و چندش آور .
که از این لحاظ دست سوسک رو هم از پشت بسته البته این ترسناکی در ظاهره وگرنه با اون چنگالهای کوتاه بلند و تا به تایش هیچ غلطی جز ترساندن نمیتواند بکند.

این جانور به خاطر نوع آناتومی نمیتواند راه راست برود و همیشه یک مسیر کج را انتخاب میکند .
مشکل اینجاست که این مسیر کج  هم مسیر کج عادی نیست تا جایی که به آن لقب  راه رفتن خرچنگی داده اند.یک چیزی مانند راه رفتن  کج و اریبی که بعضی وقتها به سمت کوچه ی علی چپ متمایل می شود.

محل زندگی اصلی این جانور در باتلاقها،مردابها و قسمتهای کثیف رودخانه هاست.
و این به خاطر غذای این جانور است که از پسمانده های طبیعت مانند لاشه و مدفوع حیوانات دیگر  تامین میشود.هینطور  به خاطر گاز متانیست که از لاشه ی جانوران گندیده متصاعد میشود و محل مناسبی را برای زندگی این جانور هشت پا فراهم میکند
اگر بنا به دلایلی این جانور  از محل زندگی اصلی خارج شود با جمع کردن مدفوع دور و بر خود را به شکل زادگاه اصلی در می آورد و اگر مدفوع به اندازه ی کافی نیابد با تکثیر خود (به شیوه ی واتو واتو)از مدفوع تکثیر یافته ها استفاده میکند
خلاصه هر جا هست اونجا رو به گند میکشه.

همانطور که گفتیم وقتی این جانور به چیزی می چسبد تا آن را به گند خود نیالاید دست بردار نیست.
از این جهت نام بیماری هایی که علاجی ندارند را سرطان(خرچنگ)نهاده اند چون آن مرض  هم مانند خرچنگ ابتدا  جانداری تک سلولی است که واد بدن شده و خود را تکثیر میکند و به هیچ دارویی واکنش نشان نمیدهد و شخص را از پا می اندازد.

پ.ن:اگر خرچنگی به سمت شما حمله ور شد از چنگالهای ترسناک و بوی گند و قیافه چندش آورش نترسید.کافی است پای خود را بلند کرده و محکم بر سر او بکوبید.به اینصورت فقط کف کفش شما کثیف خواهد شد.

همین دیگه.

یک پیشنهاد همینجوری!

می دونم که خیلی کوچکتر از اونی هستم که پیشنهاد بدم.

25inm6g

ولی از تمام دوستان خواهش میکنم هر جایی که امکانش رو دارند(وبلاگ،توییتر،فرندفید) یک نوشته  با عنوان «همینجوی»به یاد محمد علی ابطحی بنویسند.

لازم نیست خیلی موضوع خاصی باشه.یک خط شعر  با مضمون آزادی  خواهی  یا یک  حکایت کوتاه از سعدی .

فقط بنویسیم که  با هم هستیم . وپشت هم دیگر  را  خالی نمیکنیم.

امیدوارم فردا شب جشن دماغ سوزان پروژه ی اعتراف گیری رو با هم برگزار کنیم.

این هم همینجوی خودم.

وقتی آقا نجفی در اصفهان از ظل السطان حاکم مقتدر آن ولایت مطبی را خواست و چون انجام نشد از او گله کرد.ظل السلطان گفته بود:»من این کار را برای تو نخواهم کرد اگر قانع نمی شوی می توانی به شاه بابام بنویسی تا مرا از حکومت اصفهان معزول کند.»

آقا نجفی در جواب گفته بود:»چرا بنویسم به شاه بابات که ترا بردارد ،مینویسم به امپراطور روس که شاه بابات را معزول کند.»

شروع اعترافات از ابطحی و فتح سنگر اینترنت

خیلی به مغزم فشار آوردم که بفهمم دلیل اینکه از میان آنهمه کله گنده اعتراف گیری  از ابطحی شروع  شد چه بوده.

بعد از کلی فکر کردن به این نتیجه رسیدم که  اینکار بسیار حساب شده است ،فتح پاشنه آشیل حکومت یعنی اینترنت و اطلاع رسانی آزاد.

134E5FC9-0E0C-4ABD-8062-E2811269D220_mw800_mh600

ابطحی  اگر هیچ کجا اعتباری نداشت بین وبلاگ نویسان و اهل نت اعتبار فراوانی داشت ،پس با اینکار ایجاد دوستگی و فروپاشیدن مهمترین سنگر مبارزه با رژیم کلید می خورد.

با این که خودم از منتقدین جدی این حرکت ابطحی هستم.از تمام دوستان خواهش میکنم  فعلن  از نوشتن نقدهای خود  در مورد آقای ابطحی خودداری کنند و فقط به حمایت بپردازند.

تا این سنگر را به دشمن ندهیم.

پ.ن:بعد از اینکه این عکس را دیدم دیگه همون  انتقادی رو هم  که داشتم  ندارم

25inm6g

تن گوبلز در گور لرزید

امروز خبری در سطح جامعه به نقل از منابع خبری کشور ترکیه مبنی بر  توقیف 18.5 میلیارد پول ایران در آن کشور پخش شد.
بله درست است،خبر بسیار تکان دهنده است،قدرت فکر کردن را سلب میکند
اما حالا که از داغی خبر گذشته بیایید  نگاهی به  دقیق تر به خبر بیاندازیم.
در خبر آمده که مقدار 7.5 میلیارد دلار به صورت نقد و در ساکهای دستی ! و بیست تن شمش طلا به ارزش  10.5 میلیارد دلار از مرزهای کشور ترکیه به صورت قانونی  به کشورشان وارد شده.
فارق از هرگونه بحث سیاسی و جهت گیری شخصی فقط به نقد این موضوع میپردازیم.
بیست تن شمش طلا یعنی بیست هزار کیلو شمش طلا.
طلا 24 عیار (خلوص تقریبن 100 درصد)در بازار جهانی امروز اونسی 940 دلار معامله شد.
هر اونس 31.2 گرم میباشد که با  گرد کردن ارقام  رقم 30 دلار بر هر گرم  به دست می آید.
30 دلار ضربدر 1000 میشود 30000دلار قیمت هر کیلو طلا000
30.000دلار(قیمت هر کیلو طلا )ضربدر 20.000(بیست تن طلا)میشود 600.000.000
ششصد میلیون دلار
در رابطه با  جاشدن هفت و نیم میلیاررد دلار در چند ساک دستی ،همین بس که
7.500.000.000دلار پول میشود75.000.000 برگ اسکناس صد لاری
به عبارتی 750.000 (هفتصد و پنجاه هزار )دسته صدتایی  اسکناس صد دلاری

چند ساک دستی برای این مقدار اسکناس نیاز است و….

من  خودم نظر شخصی نمیدهم و کاری هم به طرز فکر شما ندارم،فقط فکر کنید چه کسی و با چه هدفی این شایعات را پخش میکند .

مردان تاریخ ساز ،هرگز از خاطر نمی روید…

زندانیشان  کنید  که آزدیشان را تقاضا کنند  ، شهیدشان نکنید که به بزرگداشتشان  بپردازند.این تکنیک دیکتاتورهای  باهوش است ،نه احمقهایی که از حوزه بیرون آمده اند و  آخرین پلیتیکی که در ذهن دارند گرفتن اعتراف تلویزیونی است. حالا ما شهدایی داریم که یادشان را گرامی میداریم ،هرگاه شاد شاد بودیم یاد آنها و جان از کف رفته شان لبخند را از لبان ما می رباید. جنایات نظام دیکتاتوری منحصر به فهرست  شکنجه ها ،قتل ها  و ناپدید شدگان نیست.دستگاه حاکم به انسان دروغ و خود پرستی می آموزد.همبستگی انسانها جنایت است.پیروزی دستگاه حاکم در این است:مردم بترسند حرف بزنند ،بترسند به یکدیگر نگاه بکنند ،هنگامی که چشمشان به چشم دیگری افتاد ،نگاهشان را بدزدند و پیش خود بگویند که:» نکند بخواهد مرا دستگیر کند.» نظام  اسلامی رسوا و بدنام است ،اما انسان به آن خو میگیرد.دستگاه حاکم آدم را کر و لال میکند،از گفتن و شنیدن باز میدارد،ونسبت به چیزهایی که دیدنش ممنوع است نابینا میکند. اولین مرگی که در تظاهرات  و جلوی دوربین ها اتفاق افتاد موجب رسوایی جهانی شد،اما خبر دهمین مرگ ناشی از شکنجه به زحمت انعکاس پیدا کرد ،میترسم خبر چهلمین مرگ ،دیگر «امری عادی «تلقی شود. دستگاه حاکم به مردم می آموزد که دهشت و هراس را نیز ،همچنان که به گرمای تابستان عادت می کنند بپذیرند.